یونانیان باستان معتقد بودند که زمین صغحه ای مسطح است شناور بر روی آب که خیمه ای چاک چاک آن را پوشانده است.به دور خیمه آتش و درون آن زمین قرار داشت.هر روز «هلیوس»،خدای خورشید،ارابه ی آتشین خود را در آسمان به حرکت در می آورد و شب نیز از اقیانوس زیر زمین میگذشت. البته فلاسفه ی مختلف یونان اعتقادات گوناگون داشتند.
نخستین بار ارسطو در حدود ۳۴۰ قبل از میلاد در کتاب «درباره ی افلاک» ادعا کرد که زمین کروی است.او دو دلیل برای این ادعا داشت و یونانیان دلیل سوم را نیز آوردند:
۱.سایه زمین روی ماه در هنگام خسوف همواره دایره ای است.
۲.با سفر به عرض های جغرافیایی پایین تر ارتفاع ستاره ی قطبی کم میشود.
۳.بادبان کشتی ها در افق و در هنگام نزدیک شدن به ناظر ابتدا دیده میشود.
در قرن دوم بعد از میلاد،بطلمیوس نظریات خود و ارسطو را ترکیب نمود و مدل کاملی برای جهان ارایه داد.بر اساس مدل او،زمین در مرکز عالم و هفت فلک(ماه،زهره،عطارد،خورشید،مریخ،مشتری و زحل) قرار داشتند و در دوردست ها نیز فلک ستارگان دور دست جای میگرفت و همه به دور زمین میچرخیدند.برای توضیح حرکت رجوعی سیارات در آسمان،بطلمیوس مجبور شد هر سیاره را به دور فلک خود نیز بچرخاند.این مدل با مشاهدات رصدی سازش بسیاری داشت.
تا سال ۱۵۱۴ مدل بطلمیوسی مدل مورد قبول همه و بخصوص کلیسا بود.در این بین عده ای مانند «جوردانو برونو»اعلام کردند که خورشید در مرکز عالم است و اکثر آن ها توسط کلیسا مجازات شدند.سرانجام در همان سال،«نیکلاس کوپرنیک»،کشیش لهستانی نظزیه ی خورشید مرکزی خود را منتشر کرد.این حرکت که به دلیل ترس از کلیسا در روزهای آخر زندگی او انجام شد،بعد ها انقلاب کوپرنیکی نام گرفت و برای اولین بار در طول تاریخ خورشید را در مرکز عالم قرارداد.
در نظریه ی کوپرنیک خورشید در مرکز عالم قرار دارد و همه ی سیارات روی مدارهای دایره ای به دور آن میچرخند.علیرغم این که این مدل کم و بیش پذیرفته شد،اما در آن اشکالات رصدی وجود داشت.
بعدها رصدهای یکی از تیزبین ترین رصدگران تاریخ،تیکو براهه،موجب تکمیل این نظریه شد.خود “براهه” از روی رصدهایش مدل جدید و اشتباهی برای عالم ارایه داد.در مدل او همه چیز به دور خورشید میچرخید و خود خورشید به دور زمین در حرکت بود.
این نظریه چندان مورد توجه قرار نگرفت،اما دستیار جوان تیکو،یوهانس کپلر،با استفاده از داده های رصدی استادش مدل کاملی برای منظومه ی شمسی ارایه داد.نتیجه ی کارهای کپلر در قالب سه قانون مطرح شد:
۱.همه سیارات در مسیرهای بیضی نزدیک به دایره که خورشید روی یکی از کانون های آن قرار دارد حرکت میکنند.
۲.خط واصل خورشید-سیاره در زمانهای مساوی سطوح مساوی را طی میکنند.
۳.نسبت مربع زمان های لازم برای یک دور چرخیدن دو سیاره به دور خورشید،برابر است با نسبت مکعب قطر بزرگ بیضی مسیر آنها.
در ۱۶۰۹ “گالیله” برای اولین بار از تلسکوپ برای رصد آسمان استفاده کرد.هر چند که معمولا به اشتباه گالیله را به عنوان مخترع تلسکوپ میشناسند،اما در واقع مخترع تلسکوپ “لیپرشی” عینک ساز هلندی بود.
یک سال بعد گالیله اولین نتایج رصدیش را منتشر کرد:
۱.مشتری اقماری دارد که به دورش میچرخند.
۲.زهره دارای اهله است.
۳.زهره در آسمان بزرگ و کوچک میشود.
۴.راه شیری پر از ستاره است.
۵.روی سطح خورشید لکه هایی وجود دارد.
۶.ماه پر از گودال و دره است.
بسیاری از موارد بالا میتواند نظریه ی بطلمیوسی را نقض کند.بعدها دادگاه تفتیش عقاید گالیله را محاکمه،محکوم به ارتداد و مجبور به توبه کرد.
صبح شب مرگ گالیله،”نیوتون” به دنیا آمد.او در ۱۹ سالگی به کمبریج رفت و در مدت شیوع طاعون و تعطیلی دانشگاه به خانه بازگشت و سه قانون معروف خود را بنا نهاد:
۱.اگر برآیند نیروهای وارد بر یک جسم صفر باشد و یا به آن نیرویی وارد نشود.اگر آن جسم ساکن باشد تا ابد ساکن خواهد ماند و اگر متحرک باشد تا ابد به صورت مستقیم الخط یکنواخت به حرکتش ادامه خواهد داد.
۲.تغییر سرعت یک جسم بر اثر وارد کردن نیرو بر آن همواره متناسب با نیرو و جهت آن در راستای نیروی وارد شده بر آن است.
۳.هر عملی را عکس العملی است،به همان اندازه و در خلاف جهت آن.
بعدها نیوتون قانون گرانش عمومی خود را نیز بنیان نهاد که بر طبق آن هر دو جرم همدیگر را جذب میکنند که این نیرو با جرم دو جسم رابطه ی مستقیم و با مجذوز فاصله ی آنها نسبت عکس دارد.
حال با استفاده از قوانین یاد شده می شد قوانین کپلر را اثبات نمود.
از آن زمان تا سال ۱۹۰۵ اکتشافات زیادی در نجوم اتفاق افتاد که از آنان چشم پوشی میکنیم تا به سال ۱۹۰۵ برسیم.
در این سال آلبرت اینشتین،فیزیک دان برجسته ی قرن بیستم،در چهار مقاله ی خود دنیای فیزیک را متحول نمود.
۱.حرکت براونی
۲.اثر فوتوالکتریک
۳.نسبیت خاص
۴.برابری جرم و ماده
وی همچنین در ۱۹۱۵ نظریه ی نسبیت عام را مطرح نمود.
اینشتین خود میدانست که بر طبق نظریاتش جهان در حال گسترش است،اما خود او با این فرض مخالف بود و در معادلات خود ضریبی به نام “نسب کیهان شناختی” وارد نمود تا جلوی انساط عالم را بگیرد.اما وقتی که “ادوین هابل” انبساط عالم را از طریق طیف سنجی کشف نمود،اینشتین این کار خود را بزرگترین اشتباه زندگیش توصیف کرد.
انرژی هسته
اي
مقدمه:
در علوم راهنمايی ما با قانوني
برخورد كرديم به نام قانون پايستگي انرژي كه مي گفت:انرژی نه به وجود مي آيد و نه از بين مي رود بلكه از صورتي به
صورت ديگر تبديل مي شود.
انرژی هسته اي چيست؟
انرژي هسته اي يكي از صورتهاي
انرژی است كه از تبديل شدن جرم به انرژی پديد مي آيد.در نظريه نسبيت خاص آلبرت
آينشتاين قانوني وجود دارد به نام پايستگي جرم_ انرژی كه مفهومي مثل قانون پايستگي
انرژی دارد.
جرم طي شرايط خاصي به انرژی
تبديل ميشود كه به دو صورت است:شكافت هسته اي (كه در اينجا مورد بحث است) و گداخت
هسته اي.(البته راهاي ديگري مثل برخورد ماده و ضد ماده نيز وجود دارد كه با گسيل
كوانت همراه است)
در راكتور هاي هسته اي واكنش
شكافت انجام مي پذيرد.در شكافت،اتمهاي سنگين ناپايدار شده و سپس فرو مي
پاشند و اتمهاي سبك را ايجاد مي كنند.
سوخت راكتور هاي هسته اي نوعي
از اورانيوم است كه در زير شرح داده شده است:
اورانيومي كه در طبيعت يافت مي
شود اكثرا به دو صورت 235-U
و238-U مي باشد.
قسمت اعظم آن (حدود99.7%) را 238-U و قسمت
اندك آن را 235-U تشكيل داده.
سوخت مورد نياز براي شكافت در راكتور هسته اي 235-U است.روند جدا
سازي 238-U و بالا بردن غلظت 235-U را غني سازي مي گويند.
براي اين كار ابتدا اورانيوم
را از حالت جامد بايد به حالت گاز تبديل كنيم براي اين كار اورانيوم را طي فرايند
هايي به UF6(هگزا
فلورايد اورانيوم)تبديل مي كنيم و آن را در دستگاه هاي سانتريفوژ قرار مي دهند.
235-U به دليل نيروي
جانب به مركز و جرم كمتر در وسط و 238-U در كناره ها
جمع مي شود اگر اين كار را تقريبا 25000 بار انجام دهيم سوخت مورد نياز براي
راكتور هسته اي آماده است(كه درصد آن حدود 5%است).
اختلاف غلظت اين سوخت با سوخت
بمب اتم(100%)خيلي زياد است.پس براي همين نمي توان به راحتي سوخت مورد نياز براي
بمب اتم را فراهم ساخت.
چگونگي واكنش اورانيوم غني شده
در راكتور:
ابتدا يك نترون كم شتاب را به
طرف يك هسته ی 235-U شليك مي كنيم كه به 236-U(فوق العاده نا پايدار است)تبديل مي شود؛اين هسته سريعا فرو پاشيده
و به يك اتم كريپتون 90 و باريم 144 و دو نترون آزاد و مقداري انرژي تبديل مي شود
اين دو نترون به دو هسته ي ديگر برخورد كرده و واكنش فوق تكرار مي شود واين عمل به
صورت تصاعدي انجام مي شود و انرژي زيادي آزاد مي شود.اين انرژي آب اطراف ديواره
راكتور را بخار مي كند و اين بخار توربين ها را مي چرخاند و اين توربين ها برق
توليد مي كند و اين برق وارد شبكه رساني كشور مي شود.پس مي توان نتيجه گرفت
استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي هيچ ضرري ندارد و فوايد زيادي نيز دارد.
نوع ديگر از
انرژي هسته اي
طريقه آزاد سازي انرژي هسته اي
به دو صورت شكافت و گداخت مي باشد.در قسمت قبل شكافت را توضيح داديم و در اين قسمت
گداخت را توزيح مي دهيم.
در روش گداخت هسته اي هسته هاي
سبك هسته هاي سنگين را به وجود مي آورند و اين واكنش طي شرايط خيلي خاص امكان پذير
است. اين واكنش مستلزم دماي بسيار بالا(1000000درجه كلوين)مي باشد و در آن هسته
هاي اتم هاي سبك مثل هيدروژن با همجوشي به
هسته اتم هاي سنگين مثل هليوم تبديل مي شوند.
در اين بين مقداري انرژي جرم
از دست مي رود اين جرم از دست رفته طبق فرمول معروف انيشتين E=mc^2 به انرژي تبديل شده.
طريقه انجام اين واكنش به اين
صورت است كه دو هسته ي هيدروژن با هم تركيب مي شوند و يك دوتريوم،يك پوزيترون و يك
نوترينو توليد ميشود.
يك هيدروژن با يك دوتريوم
تبديل مي شوند به به يك هليوم سبك(هليوم 3) و مقداري انرژي كه به صورت پرتو گاما
آزاد مي شود.
دو هليوم سبك با هم تركيب شده
و يك هليوم معمولي به همراه دو هيدروژن توليد مي شود.و اين چرخه ادامه دارد.
اين انرژي سالم مي باشد و مثل
شكافت هسته اي زباله ندارد.
انرژي خورشيد و ستارگان ديگر
نيز از همين راه تامين مي شود.براي هر چهار اتم هيدرون به يك اتم هليوم (4x10^-5)
اِرگ انرژي آزاد مي شود.
در حال حاضر اين انرژي به صورت غير كنترل شده(بمب
هيدروژني) در دست بشر است اما تلاش هاي زيادي براي قابل كنترل كردن آن و مورد
استفاده قرار دادن آن در حال انجام است.
مشكل اصلي براي انجام اين واكنش در زمين آن است كه هيچ جسمي نمي تواند اين دما را تحمل كند.
در قرن دوم پيش از ميلاد اولين مقياس روشنايي(مقياس قدر) توسط ابرخوس تعريف
گرديد. (و بعد مجددا در حدود
2000سال پيش توسط بطلميوس تعريف شد).
ابرخوس 20 ستاره اي را كه از بقيه پرنورتر بودند را به طور دلخواه ستارگان قدر
اول و 50 ستاره بعدي به ترتيب درخشندگي ظاهري را ستارگان قدر دوم ناميد.نام قدر
ششم به چند صد ستارهايي داده شد كه به دشواري با چشم انسان معمولي ديده مي شدند و بقيه
ستارگان را بر اساس درخشندگي آنها در مرتبه ي قدري بين 3 تا 5 قرار داد.
او اولين كاتالوگ واقعي ستارگان را كه هم موضع و هم درخشندگي ستارگان را نشان
مي داد،تدوين كرد.البته او ناچار بود بدون كمك هيچ وسيله اي و تنها با تكيه بر
توانايي خود در باره ي درخشندگي ستارگان
قضاوت كند.بديهي است كه روشهاي جديد اندازه گيري ستارگان(روشهاي نورسنجي)بسيار
دقيق تر است.
بدين طريق يك طبقه بندي كاملا اختياري،بر اساس روشنايي به دست آمد.اما اين قدر
ها صرفا قدر هاي ظاهري هستند.
برخي از ستارگان در واقع پر نور اند ولي در فاصله زيادشان كم نور به نظر مي رسند.
درخشندگي ظاهري ستاره مقدار انرژي است كه از ستاره به صورت نور به زمين مي رسد.
درخشندگي ظاهري نزديكترين ستارگان 30 مليارد بار كمتر از درخشندگي ظاهري خورشيد
است.
مقياس قدر يك مقياس كيفي بوده به اين دليل كه نمي توانيم بگوييم كه ستاره قدر
اول چند برابر درخشنده تر از ستاره قدر سوم است.اختر شناسي امروز ضمن حفظ مقياس
آشناي ابرخوس كار خود را با طرح زير آغاز ميكند.
در سال 1856 ان.آر.پاگسون نتيجه گرفت كه يك ستاره قدر اول 100 برابر نورانيتر
از يك ستاره قدر ششم است.به اين ترتيب مقياس درخشندگي كمي شد.
به دليل اين اختلاف روشنايي 100 برابري اختر شناسان در پي عامل ضربي براي هر
يك از 5 مرحله ميان قدر اول و ششم برآمدند كه اگر آن را 5 بار در خودش ضرب كنيم
افزايش درخشندگي را 100 برابر نشان دهد.اگر اين عامل را K در نظر بگيريم.داريم:
= ![]()
K=
=
= 2.512
K=2.5
بنا بر اين اگر درخشندگي هر مرحله مقياس قدر 2.5 برابر درخشندگي مرحله قبلي
باشد،افزايش درخشندگي در 5 مرحله 100 برابر مي شود.
(2.5) (2.5) (2.5) (2.5) (2.5) = 100
امروزه درجه بندي قدر اجرام نسبت به زمان ابر خوس دستخوش دو تغير اساسي شده.
اختر شناسان امروزي با تقريب مقياس رياضي و با استفاده از آشكار ساز هاي دقيق،تشخيص
داده اند كه برخي از ستارگاني را كه ابرخوس قدر اول دانسته است،به نحو چشمگيري
درخشانتر از ستارگان ديگري است كه او در همان قدر جاي داده است.مثلا ستاره شعراي
يماني تقريبا 9 برابر درخشنده تر از ستاره دبران است بنابراين مقياس درخشندگي به
0و1-و2- و غيره گرايش صعودي يافته است.
در اين مقياس قدر ظاهري شعراي يماني 1.4- و قدر ظاهري ستاره دبران 0.86+ است.اجرام
ديگر مانند برخي سيارات،ماه و خورشيد باز هم درخشنده تر اند.بدين ترتيب گسترش
مقياس قدر بايد اين اجرام را نيز در بر بگيرد.
رابطه قدر ظاهري و درخشندگي:
توجه: درخشندگي با L و قدر با M نشان داده شده است.
از تعاريف بالا ميتوانيم به رابطه ي زير برسيم.
Lb/La=2.5^Ma-Mb
در صورتي كه اختلاف قدري 1 باشد نسبت روشنايي هم 2.5 ميشود.
از دو طرف لگاريتم ميگيريم.
log(Lb/La) = log 2.5^Ma-Mb
log(Lb/La) =(Ma-Mb)log 2.5
log(Lb/La) =0.4(Ma-Mb)
**Ma-Mb=2.5 log(Lb/La)**
قدر مطلق:
قدر مطلق به درخشندگي واقعي ستاره مربوط مي شود.قدر مطلق مقايسه نورانيت
ستارگان است هنگامي همه ي آنها فاصله اي يكسان از ما داشته باشند.(درخشندگي واقعي
خورشيد متوسط است)
همين طور كه در تعريف گفته شد زماني ميتوان به يك نتيجه استاندارد براي
روشنايي ستارگان رسيد كه همه ي انها را در فاصله اي معين از خورشيد ببريم.سپس با
استفاده از روشنايي آنها عددي در مقياس قدر (كه به آن قدر مطلق ميگويند)به دست
آوريم.اين فاصله معين بر طبق قرارداد 10 پارسك مقرر شده.(پارسك يك واحد اندازه
گيري نجومي است)
يعني ستارگان را در فاصله 10 پارسكي از خودمان فرض مي كنيم.آنگاه روشنايي و
قدر آنها را طوري كه در آن فاصله ديده ميشوند اندازه مي گيريم.
همه ي ما به تجربه ميدانيم كه وقتي از منبع نور دور مي شويم به نظرمان مي رسد
كه در درخشندگي آن كاهش يافته است.
براي درك قانون عكس مربع لامپي را فرض كنيد كه در مركز كره اي به شعاع d در حال فعاليت
است.اين لامپ در هر ثانيه مقدار انرژي معيني را از سطح خود ساطح ميكند كه به آن
درخشندگي لامپ مي گويند.مقدار انرژي را كه به واحد سطح اين كره برخورد مي كند را
در نظر مي گيريم.
حال شعاع اين كره را از d به 2d تغير مي دهيم. دوباره
مقدار انرژي را كه به واحد سطح كره ي جديد برخورد ميكند را اندازه گيري و آن را
در نظر مي گيريم.چون درخشندگي لامپ تغيري نكرده
پس بديهي است كه
بايد از
كمتر باشد چون در حالت دوم سطح دريافت كننده
انرژي بيشتر از حالت اول است،در نتيجه مقدار انرژي دريافتي كمتر مي شود.يك مثال ساده
ميزنم.
اگر من 16 شكلات داشته باشم و بخواهم يك بار آن را بين 4 نفر و بار ديگر ان را
بين 8 نفرتقسيم كنم،بديهي است كه در حالت دوم تعداد شكلات كمتري به هر نفر تعلق مي
گيرد.در مثال بالا تعداد شكلات ها را به درخشندگي لامپ و تعداد نفرات را به سطح
دريافت كننده انرژي تشبيه كردم.
در اينجا چون در باره تغيرات مساحت صحبت كرديم پس تمام ضرايب هم به توان دو
ميرسد.يعني وقتي ما فاصله را 2 برابر
ميكنيم،مقدار انرژي دريافتي ¼ برابر مي شود.
رابطه ي بين قدر مطلق،قدر ظاهري و فاصله را به دست مي آوريم.
اگر d به فاصله واقعي، D به فاصله 10 پارسكي، M به قدر
مطلق، m به قدر ظاهري، L به درخشندگي مطلق و l به درخشندگي
ظاهري ستاره اطلاق شود داريم:
بر اساس قانون عكس مربع:
l/L = (D/d)^2
l/L = (10/d)^2
از طرفي بر طبق رابطه ي روشنايي و قدر مي توانيم جايگذاري كنيم:
M-m =2.5 log (10/d)^2
M-m = 5 log (10/d)
M-m = 5(log 10- log d)
**M-m = 5- 5log d**
های متعدد به گل نشست![]()
با وجودی که این سیارک در سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ خطری محسوب نمیشود، رُبع قرن پیش از آن، کشف آپوفیس موجب شگفتی اخترشناسان در سراسر جهان و توجه بسیاری از مردم بهپیامدهای جهانی خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین با سیاره ما شد.
امروز، در فروردین ۱۳۸۶، درست ۲۲ سال تا گذر سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ سیارک باقی است. اما آن روز نیست که توجه و نگرانی ما را برانگیخته بلکه احتمال برخورد سیارک با زمین در هفت سال بعد از آن است. اخترشناسان این احتمال کم را همچون دستاویزی میدانند برای پاسخ بینالمللی درخور بهتهدید جهانی بسیار واقعی اما نادری که بشریت را برای حفظ سیارهِ خود متحد کند.
در تعطیلات کریسمس سال ۲۰۰۴ (زمستان ۱۳۸۳)، چند نفر از ما که خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین را بررسی میکنیم یک نامه الکترونیکی(email) دریافت کردیم که ما را بهجلسهای مهم دعوت میکرد. دو مرکز جهانی پیشبینی برخورد سیارکها (آزمایشگاه جت پروپالشِن ناسا در کالیفرنیا و دانشگاه پیزا در ایتالیا) قرار بود نخستین پیشبینی برخورد احتمالی جسمی با زمین را اعلام کنند؛ برخوردی با رتبه ۲ در مقیاس تورینو (مقیاس تورینو در شکل صفحهِ بعد توضیح داده شده است). گروهی از اخترشناسان، در حالی که تجهیزات جدید رصدخانه کیتپیک آریزونا را در تابستان همان سال آزمایش میکردند، سیارک را کشف کردند که موقتاً آن را ۴۰۰۲۴MN نامیدند. اما بعد سیارک گُم شد. در پاییز همان سال بارِ دیگر رصدش کردند و دریافتند که همان جسم گُمشده است.
تعیین اندازه سیارک ضروری بود، زیرا یک عامل در رُتبهبندی مقیاس تورینو شدت برخورد احتمالی است. قطعی نبودن قطر سیارک در بررسیهای ابتدایی آن را از ۲۰۰ متر تا ۵/۱ کیلومتر ممکن میکرد. برخورد سیارکی ۲۰۰ متری میتواند سبب ویرانی اَبَرشهری عظیم شود یا سونامی وحشتناکی را ایجاد کند. اما جسمی ۵/۱ کیلومتری با نابود کردن لایه اُزُن و احتمالاً بلند کردن مقدار بسیاری غبار، که موجب تغییر دما در کل کره زمین میشود، میتواند فاجعهای جهانی ایجاد کند.
در چند روز بعدِ، اخترشناسان آماتور و حرفهای بسیاری در جهان این سیارک را رصد کردند و موقعیت آن را بهمرکز خُردهسیارههای انجمن بینالمللی نجوم (IAU) در دانشگاه هاروارد گزارش کردند. آزمایشگاه JPL ناسا و دانشمندان دانشگاه پیزا در ایتالیا با استفاده از این رصدهای جدید محاسبات مدار سیارک و احتمال برخورد آن با زمین را دوباره بهروز کردند. بهاین ترتیب احتمال برخورد در روزهای بعدی مُدام بیشتر شد: ۱ به ۱۷۰ در ۲۳ دسامبر، ۱ به ۶۰ در ۲۴ دسامبر، ۱ به ۴۰ در ۲۵ دسامبر، و ۱ به ۳۷ در ۲۷ دسامبر. همچنین برخورد احتمالی در مقیاس تورینو بهرده ۴ رسید. معمولاً، وقتی سیارکی با احتمال برخورد را بیشتر رصد میکنیم احتمال برخورد مُدام کمتر میشود. اما این بار همه چیز برعکس بود!
با این که توجه رسانهها هم بهاین داستان بیشتر میشد، هرگز عنوانهای جنجالی بهآن اختصاص ندادند؛ عنوانهایی که حتی برای اجسامی با احتمال برخورد بسیار کمتر صفِحات روزنامههای جهان را پُر کردند. خوب تعطیلات کریسمس بود و روزنامهنگاران هم بهتعطیلات رفته بودند! از سوی دیگر درست روز ۲۶ دسامبر (۵ دی) پدیده سونامی ویرانی عظیمی در جنوب شرق آسیا بهبار آورد و توجه رسانهها بهآن فاجعهِ غمانگیز جلب شد. غافل از این که برخورد چنین سیارکی با آبهای زمین چه سونامی فاجعهبارتری را پدید خواهد آورد.
|
زمانی که کویر ، کویر بود و هنوز آسمانها میزبان ستارههای بیشماری بودند و هنوز بسیاری از موجودات سیاره ما که امروز یا دیگر وجود ندارند یا در آستانه خداحافظی با سیاره مایند، در قلمرو خود به زندگی میپرداختند و انسان کم ادعاتر از امروز بود و جنگها عادلانه تر و سلاح ها به جای تانک ها و هواپیما ها و آتش بارها تنها تیغههای فلزی آبدیده بودند و منجنیق های چوبی و زمانی که انسان جهان را کامل تسخیر نکرده بود و در تعادل بیشتری با طبیعت به سر میبرد. جایی که امروز به آن پارک ملی کویر ایران میگویند و میگویند قرار است پناهگاهی برای جاندارانی باشد که خود پرستیهای ما آنها را به ورطه فنا کشیده و شاید هم میدانی برای تمرین رزمهای آتشین نظامی! سکوت شکوهمند کویر حاکم بود. اگر زوزه یوزی یا صدای خفیف خزیدن خزنده ای یا نغمه دسته ای از کبکها و دیگر پرندگان یا زوزه بادی گاه و بی گاه آرامش آن را بر هم نمی زد ژرفنای سکوت میتوانست انسان را به دنیایی شگفت رهنمون شود. هنوز بیش از چند سده از آن روزهایی نمیگذرد که گه گاهی صدایی دیگر سکوت کویر را بر هم میزد. زنگهای شتران کاروانی که محملهایی از بار و بنه تجاری و افرادی با امیدهای فراوان را با خود حمل میکرد تا از نزدیکی گذرگاهی تاریخی که به راه ابریشم معروف بودند خود را به مقصد برسانند. گرمای کویر و هول بیابانی وحشی و زخم های خارهای مغیلان راه با دیدن بنایی سنگی از دوردستها در دل کاروان فرو میمرد تا زنان و مردان مسافر کاروانها بدانند شبی را در امن و امان خواهند گذراند و آسمان پرستاره کویر آنها را به میهمانی خود میخواند. وای که اگر دیوارهای قصر بهرام به سخن می آمدند، چه گفتنیها که نداشتند. چه داستانها و چه شورها و چه عشق ها و چه کینه ها که خاطره اش تنها در دل این دیوارها محفوظ است. پرده شب که بر آسمان این کویر سایه میافکند فرصتی بود تا در مقابل حجرهها بنشینی و به شکوه آسمان بنگری و آسمان پرستاره را به عمق جان و تنت درک کنی. اینک دیگر از آن روزها جز خاطرهای در دل سنگها چیزی باقی نمانده است . کمتر نشانی از یوز ایرانی در اینجاست و نه نشانی از گورهای معروف ایران زمین. دیگر حتی آرامش شب هم باقی نمانده است و نورها از هر سو به این دشت پر ستاره هجوم آوردهاند . دیگر حتی سکوت هم برای این دشت باقی نمانده است هر ازچندگاهی صدای کامیونی یا هلی کوپتری آرامش آن را بر هم میزند و زوزه شلیک توپها و سلاح های سنگین جانشین زوزه یوزها شده است. اما اگر این دیوارها روزی لب به سخن بگشایند شاید از امروز هم سخن هایی برای گفتن داشته باشند . شاید روزی برای رهگذری که سالها بعد از آ ن میگذرد و سر بر دیوار آن می گذارد زمزمه کنند که در ابتدای هزاره سوم میلادی و دقیقا از همان سالی که جهان سال 2000 را جشن گرفت من شاهد گروهی بودم که هر سال برای دیدار با آسمان به دیدار من میآمدند. شاید به یاد آورد نام هایی را که در 7 سال گذشته رقابتی به نام رقابت ملی رصدی مسیه را بر بام های سالخورده آن بر پا داشتند تا فراموش نکنند که در کجای جهان ایستادهاند. آری شاید نام های ما نیز در کنار دیگر نام های فراموش شده تاریخ در دل این دیوارهای سالخورده ثبت شده باشد.
جنب و جوش رصدگران ماراتن هفتم بر بام استوار قصر بهرام عکس از امیر حسین ابوالفتح
بیست و بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۶ هفتمین رقابت رصدی مسیه ایران بار دیگر در میعادگاه همیشگی خود در قصر بهرام برگزار شد. اما این بار به سبب شرایط بد آب و هوایی یک ماه دیرتر و در فصلی گرم تر که کویر سبز تر از هر زمان دیگری بود. رقابت رصدی مسیه این بار و در هفتمین سالگرد خود با حضور حدود 1۵0 شرکت کننده، داور، کارشناس، پیشاهنگ و امدادگر برگزار شد. اگر اهل خرافات بودیم بعد از گذشت چند ساعتی از شروع مسیر باید برمیگشتیم . پنچر شدن چندباره اتوبوسها را اگر به حساب تصادف بگذاریم، واژگون شدن یک جرثقیل در آستانه دروازه پارک ملی کویر ایران موضوع عادی به حساب نمی آمد. واژگون شدن این جرتقیل که باعث مسدود شدن جاده شد ، فاصله ای میان کاروان رقابت مسیه انداخت . 3 اتوبوس که جلوتر بودند در قرارگاه محیط بانی مبارکه و 3 اتوبوس پشت جرثقیل گیر افتادند. از سویی برگزاری مانور در منطقه باعث می شد که گروه جلو نتواند مدت طولانی را در محیط بانی بگذراند و سرانجام با کمک همگان جرثقیل از جاده کنار رفت. البته بدون استفاده از هر وسیله مدرن و تنها با کمک زور بازوی داوران، شرکت کنندگان و گروهی از نیروهای نظامی که با دست چرثقیل را صاف کردند. جالب اینکه اتوبوسی که حامل اعضای هیئت مدیره انجمن نجوم ایران و میهمانان ویژه برنامه بود در پشت جرثقیل گیر افتاده بود. یکی از ویژگیهای رقابت مسیه حضور جمع کثیری از میهمانان جالب توجه بود. دکتر جمشید قنبری ، رییس انجمن نجوم ایران، دکتر خالصه و دکتر خصالی از اعضا هیئت مدیره انجمن نجوم ایران، تعدادی از خبرنگاران رسانه های خبری نظیر ایسنا، میراث فرهنگی (میراث آریا)، رویترز و جام جم . تصویربرداران برنامه تلویزیونی آسمان شب و گروه تصویر 0برداری و مستند سازی معاونت هنری نهاد ریاست جمهوری ، نمایندگان کمیته ملی طبیعت گردی ، گروهی از عکاسان مستند ساز چون اشین زاکاریان و حسین نوشیر، اعضای تیم امدادی هلال احمر ایران ، دکتر شاهرخ رزمجو ، مسئول بخش هخامنشی موزه ملی ایران و پژوهشگر اخترباستانشناسی و اعضای هیئت دبیران شاخه آماتوری انجمن از جمله این میهمانان بودند. به هر روی با تاخیری نیم ساعته همگی به محل برگزاری رقابت رسیدند و گروههای رصدی و داوران آنها بلافاصله با توجه به نقشه هایی که از قبل آماده شده بود در محل خود موضع گرفتند. البته این رصدگران و هیات های اجرایی و علمی هرچقدر هم سریع بودند نمی توانستند به سرعت گروه اجرایی و پیشاهنگی برسند که زیر نظر پورنگ پورحسینی، منجم آماتور و کارشناس سفرهای گروهی طبیعت ، و همکاران اهل نجوم او (مصطفی خسروی، امیر الهمانی، محمدرضا ریسمانیان) که تدارکات و پشتیبانی برنامه را بر عهده داشتند و طی 2 ماهی که به آغاز رقابت مانده بود، برگزاری این برنامه را سامان دهی میکردند و با تلاش خود سعی کردند این شب گرم برای میهمانان به شبی خاطره انگیز تبدیل شود.
نوزده داور و کمک داور از تهران و شهرهای مشهد، اصفهان، شیراز و اهواز حضور داشتند که همه از منجمان آماتور با تجربه یا از برندگان دورههای قبلی رقابت مسیه بودند(فهرست نام آنها در تصویر بالا). این افراد با اندکی تاخیر و بلافاصله پس از صدای سوت دبیر این رقابت ، بابک امین تفرشی، کار خود را آغاز کردند. گروه برگزارکننده باشگاه نجوم تهران نیز به کمک داوران آمدند تا آنها را در ثبت داده ها یاری کنند. بدین ترتیب هر لحظه صدای یکی از بیش از ۱۰۰ شرکت کننده رقابت به گوش میرسید که یکی از داوران را صدا می زد تا جرم رصد شده را تایید کند. یکی از تفاوتهای این رقابت با دوره های قبلی اضافه شدن بخش جدیدی بود که به سنجش دانش عمومی علمی و طراحی (اسکچ زدن) مربوط بود. این دو مقوله برای این طراحی شده بود تا داستان رقابت از حالت کنکوری خود خارج شود و در عین حال این داده ها در صورتی که امتیازها در حالت برابری قرار می گرفت نقش کمک کننده را داشت. رقابت یک بار به مدت نیم ساعت برای استراحت تعطیل شد و سرانجام تا ساعت 4:30 بامداد ادامه یافت ، زمانی که با سوت بابک امین تفرشی پایان رقابت رقم خورد. تقریبا بلافاصله جلسه داوری آغاز شد تا برندگان مشخص شوند. این کار تا زمانی که شرکتکنندگان صبحانه های خود را میل کنند ادامه یافت و سرانجام بر فراز بام قصر بهرام جایی که 7 سال پیش برندگان یک رقابت 50 نفره معرفی شده بودند از بین حاضرانی از بیش از 33 نقطه ایران افراد برگزیده معرفی گردند. مراسم اهدای جوایز با گزارش دبیر برنامه آغاز شد و سپس جوایزی که از سوی جامیان برنامه آماده شده بود به همراه لوح های یادبود و تندیس رقابت به آنها اهدا شد. رقابت هفتم مسیه با حمایت مراکزی چون کمیته ملی طبیعت گردی، معاونت هنری ریاست جمهوری، سازمان فضایی ایران، موسسه آسمان شب پارسه (فروشگاه آسمانشب) و ماهنامه نجوم برگزار شده بود. دکتر قنبری در ابتدای این برنامه از تلاش های آماتورها تقدیر کرد و این شب را شبی خاطره انگیز توصیف کرد و سپس داوران و برندگان جوایز خود را دریافت کردند.
تندیس ماراتن مسیه منقش به نشان این رقابت که هر ساله از سوی شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران به برگزیدگان این رقابت اهدا می گردد عکس از حسین نوشیر
برتدگان این رقابت به شرح زیر معرفی شدند: در گروه تلسکوپ محمدرضا جعفری و بهزاد قیاسوند، همدان، ۱۰ اینج دابسونی، ۱۱۰ امتیاز حامد زارع و اسماعیل محمدی، سعادت شهر، ۱۰ اینچ دابسونی، ۱۰۹/۵ امتیاز کسری مختارپور و علی فتحالهزاده، مشهد، ۸ اینچ دابسونی، ۱۰۸ امتیاز علی ابراهیم جباری و امیرحسن موسوی، تهران، ۱۰ اینچ دابسونی، ۱۰۸ امتیاز پرستو یعقوبی، تهران، ۸ اینچ اشمیت کاسگرین، ۱۰۹ امتیاز مریم حدادی و سمیه اصغرپور، مشهد، ۵ اینچ نیوتنی، ۱۰۷/۵ امتیاز در گروه دوچشمی سجادمهدیزاده، قم، ۷ سانتیمتر تک چشمی، ۱۰۶/۵ امتیاز تیمور سیف اللهی، تهران، ۱۰۰*۲۵، ۱۰۴/۵ امتیاز نیلوفر شاهمحمدی، تهران، ۱۰۰*۲۵، ۱۰۴/۵ امتیاز در گروه تلسکوپ الکترونیک محمد طاها قوچکانلو، ۱۳۰ میلیمتر نیوتنی، ۱۰۰ امتیاز تقدیر ویژه مهدی زرنگ باغخیراتی، تلسکوپ ۷ سانتیمتر شکستی دست ساز ، سبزوار
مراسم اعلام نتایج مارتن هفتم در صبح جمعه 21 اردیبهشت، پس از برگزاری رقابت مسیه. عکس از حسین نوشیر.
همچنین در این رقابت بسیار فشرده رصدگران دیگری نیز در جمع بهترینها بودند، گرچه با اندکی اختلاف در جمع برگزیدگان قرار نگرفتند اما همه بیش از ۱۰۰ امتیاز رصدی کسب کردند که نشان از تجربه رصدی، دانش قابل تقدیر آنها داشت: علی ترکمان و رامین ذوالفقاریان (همدان)، ندا قاسمی و سپیده سلمانیان (شاهرود و بسطام)، پویا ابوطالبیان (اصفهان)، سیده نرجس موسوی و سپیده هوشیار (سعادتشهر)، فهیمه بدرقه و مهران صالح (سمنان)، پدرام ربیعی و جواد اشراقی (تهران). در مجموع نگاهی آماری به شرکتکنندگان در رقابت مسیه افق امیدوارکننده از رشد نجوم آماتوری در ایران نشان میدهد. از حدود ۱۲۰ شرکتکننده ۷۵ درصد از شهرهای مختلف ایران و ۲۵ درصد از تهران بودند که رشد چشمگیری در شرکت رصدگران از شهرهای جدید از سراسر ایران و شمار بیشتر رصدگران غیر تهرانی دیده میشود. حدود نیمی از شرکتکنندگان دانش آموز و نیم دیگر دانشجو، فارغ التحصیل و بزرگسال بودند. کم سنترین شرکت کننده ۱۴ سال و مسنترین ۴۵ سن داشت. افزایش شمار شرکتکنندکان بزرگسال در این رقابت تا حدود نشان از افزایش متوسط سن علاقه به نجوم در ایران و به بیان دیگر رشد علاقه به نجوم در سنین بالاتر از دانشآموزی دارد. حدود ۳۵ درصد خانمها و ۶۵ درصد آقایان بودند. شرکتکنندگان از حدود ۳۰ شهر مختلف بودند: تهران (۳۵ نفر)، کرج (۸)، همدان (۷)، سعادتشهر (پاسارگاد ۷)، مشهد (۴)، تبریز (۴)، شاهرود (۴)، زنجان (۴)، خرمآباد (۴)، شاهینشهر (۴)، ری(۳)، یزد (۳)، بابل (۲)، سیرجان (۲)، قزوین(۲)، کرمانشاه(۲)، سمنان (۲)، قم (۲)، اراک (۲)، بروجرد (۲)، کرمان (۲)، ورامین(۲)، اصفهان (۱)، شیراز (۱)، نیشابور (۱)، سبزوار (۱)، تربت حیدیریه (۱)، بسطام (۱)، بندرماهشهر (۱)
رصدگران برای حضور در این برنامه از سراسر ایران گردهم آمدند.
در مجموع حدود ۸۰ اپتیک رصدی برای رقابت استفاده شد که ۶۵ درصد تلسکوپ و ۳۵ درصد دوربین دوچشمی بود. تلسکوپها در اندازهّهای ۳ تا ۱۲ اینچ و دوچشمیها در اندازههای ۶۰*۲۰ تا ۱۰۰*۲۵ بودند. بیشترین تعداد تلسکوپها متعلق به تلسکوپهای دابسونی ۸ تا ۱۰ اینچ نیوتنی و فراوانترین نوع دوچشمیهای ثبت شده نیز ۷۰*۱۵ بود. ۷ تلسکوپ نیز برای شرکت در رده ابزارهای الکترونیک ثبت شده بودند. در انتهای مراسم و پیش از آنکه کاظم کوکرم برنامه های دوره بعدی رقابت صوفی (شهریور ۱۳۸۶) و رقابت مسیه (بهار ۱۳۸۷) را اعلام کند، سیاوش صفاریان پور، در سخنان کوتاهی، به حاضران اطلاع داد که بابک امین تفرشی ، آغازگر برگزاری رقابت مسیه و دبیر 7 دوره برگزاری آن مسئولیت خود را به گروه دیگری واگذار کرده است تا خون تازه ای در این رقابت جاری شود و ایده های تازه در آن مطرح شود. لوح ویژه ای به این مناسبت آماده شده بود که پس از قرایت متن آن از سوی دکتر قنبری به وی تقدیم شد تا از زحمات 7 ساله وی تقدیر گردد. پس از آن بود که به پیشنهاد پورنگ پورحسینی ، همه حاضران با همدیگر به خواندن سرود ای ایران پرداختند تا تمام خاطرات خوب شبهای رصدی و سفرهای طولانی در دشت ها و کوهها و جنکل های سرزمین مادری در یادها زنده شود. بدین ترتیب گروه راهی تهران شدند. در پشت سر گروه و در میانه کویر ، اما قصر بهرام هنوز با قامت برافراشته ایستاده است و نگران به آینده می نگرد . نگران از تخریب طبیعت و نگران از اینکه مبادا که زیباییهای وطن فراموش شود. سنگهای کهن این مجموعه اما خاطراتی را دل خود ثبت کرده است و خاطره گروهی که شبی را با هم و در کنار هم و به بهانه زیباییهای آسمان گردهم آمده بودند تا با نگاه به آسمان، زمین را فراموش کنند. کسی چه میداند شاید ما نیز جزیی از خاطرات نقش بسته در دل این سنگها باشیم و سالها بعد شاید روزی برای رهگذری که از آ ن میگذرد و سر بر دیوار آن میگذارد زمزمه کنند که در ابتدای هزاره سوم میلادی و دقیقا از همان سالی که جهان سال 2000 را جشن گرفت من شاهد گروهی بودم که هر سال برای دیدار با آسمان از سراسر ایران به دیدار من می آمدند و شکوه طبیعت و آسمان دلهای تشنه آنها را سیراب کرد. | ||||||
گفتني است، استفان ويليامز هاوكينگ در تاريخ 8 ژانويه سال 1942 در شهر اكسفورد در انگليس متولد شد. خانه پدري وي در شمال انگليس بود اما در طول جنگ جهاني دوم اكسفورد مكاني امني براي كودكان محسوب ميشد.
وقتي او به سن 8 سالگي رسيد خانواده وي به سنت آلبانز شهري در حدود 20 مايلي شمال لندن نقل مكان كردند. | |||
نظریه سی. پی. اچ. برای اولین بار هم ارزی نیرو و انرژی را مطرح کرده است. این نظریه با مطرح کردن یک اصل ساده و بنیادی به توجیه پدیده ها می پردازد
gradVc=0 in all inertial frames and any space
این نظریه یک زیر بنای کاری بسیار ساده را برای توجیه پدیده ها تشکیل می دهد.طبق این نظریه تمام ذرات بنیادی،نیروهای اساسی، انرژی و جرم (ماده و پاد ماده) از ذره ی واحدی تشیل می شوند
CPH نیروی گرانش محض است.
در حقیقت CPH یک زیر کوانتوم هستی در طبیعت است.
Sub Quantum of existence in Nature
این زیر کوانتوم دارای جرم است، پس جلوه ی ماده است، دارای اندازه حرکت است که بیان کننده ی انرژی است. همچنین دارای یک زیر کوانتوم گرانشی در اطراف خود است. هنگامیکه دو سی. پی. اچ. در زیر کوانتوم گرانشی یکدیگر قرار گیرند، وجود یدیگر را حس کرده و همدیگر را جذب می کنند. شکل 9
یک کوانتوم انرژی از تعدادی سی. پی. اچ. تشکیل می شود. همچنین سی. پی. اچ. ها روی سی. پی. اچ. های دیگر کار انجام می دهند و تولید انرژی می کنند. در واقع یک کوانتوم انرژی از تعدادی سی. پی. اچ. تشیل می شود. به عبارت دیگر چون سی. پی. اچ. نیروی محض است، لذا نیرو و انرژی هم ارز هستند
Force and Energy are equivalent
نیرو به انرژی تبدیل می شود و انرژی نیز به نیرو تبدیل می شود. به عنوان مثال، هنگام عبور فوتون در یک میدان گرانشی، در جابجایی به سمت آبی، نیرو به انرژی تبدیل می شود و در جابجایی به سمت سرخ گرانش، انرژی به نیرو تبدیل می شود.
با وجودی که این سیارک در سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ خطری محسوب نمیشود، رُبع قرن پیش از آن، کشف آپوفیس موجب شگفتی اخترشناسان در سراسر جهان و توجه بسیاری از مردم بهپیامدهای جهانی خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین با سیاره ما شد.
امروز، در فروردین ۱۳۸۶، درست ۲۲ سال تا گذر سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ سیارک باقی است. اما آن روز نیست که توجه و نگرانی ما را برانگیخته بلکه احتمال برخورد سیارک با زمین در هفت سال بعد از آن است. اخترشناسان این احتمال کم را همچون دستاویزی میدانند برای پاسخ بینالمللی درخور بهتهدید جهانی بسیار واقعی اما نادری که بشریت را برای حفظ سیارهِ خود متحد کند.
در تعطیلات کریسمس سال ۲۰۰۴ (زمستان ۱۳۸۳)، چند نفر از ما که خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین را بررسی میکنیم یک نامه الکترونیکی(email) دریافت کردیم که ما را بهجلسهای مهم دعوت میکرد. دو مرکز جهانی پیشبینی برخورد سیارکها (آزمایشگاه جت پروپالشِن ناسا در کالیفرنیا و دانشگاه پیزا در ایتالیا) قرار بود نخستین پیشبینی برخورد احتمالی جسمی با زمین را اعلام کنند؛ برخوردی با رتبه ۲ در مقیاس تورینو (مقیاس تورینو در شکل صفحهِ بعد توضیح داده شده است). گروهی از اخترشناسان، در حالی که تجهیزات جدید رصدخانه کیتپیک آریزونا را در تابستان همان سال آزمایش میکردند، سیارک را کشف کردند که موقتاً آن را ۴۰۰۲۴MN نامیدند. اما بعد سیارک گُم شد. در پاییز همان سال بارِ دیگر رصدش کردند و دریافتند که همان جسم گُمشده است.
تعیین اندازه سیارک ضروری بود، زیرا یک عامل در رُتبهبندی مقیاس تورینو شدت برخورد احتمالی است. قطعی نبودن قطر سیارک در بررسیهای ابتدایی آن را از ۲۰۰ متر تا ۵/۱ کیلومتر ممکن میکرد. برخورد سیارکی ۲۰۰ متری میتواند سبب ویرانی اَبَرشهری عظیم شود یا سونامی وحشتناکی را ایجاد کند. اما جسمی ۵/۱ کیلومتری با نابود کردن لایه اُزُن و احتمالاً بلند کردن مقدار بسیاری غبار، که موجب تغییر دما در کل کره زمین میشود، میتواند فاجعهای جهانی ایجاد کند.
در چند روز بعدِ، اخترشناسان آماتور و حرفهای بسیاری در جهان این سیارک را رصد کردند و موقعیت آن را بهمرکز خُردهسیارههای انجمن بینالمللی نجوم (IAU) در دانشگاه هاروارد گزارش کردند. آزمایشگاه JPL ناسا و دانشمندان دانشگاه پیزا در ایتالیا با استفاده از این رصدهای جدید محاسبات مدار سیارک و احتمال برخورد آن با زمین را دوباره بهروز کردند. بهاین ترتیب احتمال برخورد در روزهای بعدی مُدام بیشتر شد: ۱ به ۱۷۰ در ۲۳ دسامبر، ۱ به ۶۰ در ۲۴ دسامبر، ۱ به ۴۰ در ۲۵ دسامبر، و ۱ به ۳۷ در ۲۷ دسامبر. همچنین برخورد احتمالی در مقیاس تورینو بهرده ۴ رسید. معمولاً، وقتی سیارکی با احتمال برخورد را بیشتر رصد میکنیم احتمال برخورد مُدام کمتر میشود. اما این بار همه چیز برعکس بود!
با این که توجه رسانهها هم بهاین داستان بیشتر میشد، هرگز عنوانهای جنجالی بهآن اختصاص ندادند؛ عنوانهایی که حتی برای اجسامی با احتمال برخورد بسیار کمتر صفِحات روزنامههای جهان را پُر کردند. خوب تعطیلات کریسمس بود و روزنامهنگاران هم بهتعطیلات رفته بودند! از سوی دیگر درست روز ۲۶ دسامبر (۵ دی) پدیده سونامی ویرانی عظیمی در جنوب شرق آسیا بهبار آورد و توجه رسانهها بهآن فاجعهِ غمانگیز جلب شد. غافل از این که برخورد چنین سیارکی با آبهای زمین چه سونامی فاجعهبارتری را پدید خواهد آورد.
درست همان گونه که انحراف و فاصله جزئی بین چشم های انسان، امکان درک عمق تصویر را به انسان می دهد، قرارگیری این دو ماهواره در مدارهای تعیین شده نیز، امکان تهیه تصاویر سه بعدی از خورشید را فراهم می نماید. این نحوه قرارگیری فضاپیماها، هم چنین به آن ها این امکان را می دهد تا نسبت به اندازه گیری سرعت ذرات ساطع شده از سطح خورشید و میدان مغناطیسی اطراف خورشید نیز اقدام نمایند.این دو رصدخانه فضایی، طی ماموریت دوساله شان، اطلاعات ارزشمندی راجع به چگونگی شکل گیری خورشید، سیر تکامل و تغییرات رخ داده در آن و تاثیرات بین سیاره ای ناشی از انفجارهای رخ داده در سطح خورشید و توده های جرم ناشی از آن که از سطح خورشید خارج می شوند – از سهمگین ترین انفجارات موجود در منظومه شمسی – به زمین ارسال خواهند نمود.توانایی پیش بینی نمودن این انفجارها و آتشفشان های سطح خورشید، این امکان را به ماهواره ها و شبکه های انتقال نیرو در سطح زمین می دهد تا زمان کافی برای افزایش و به کارگیری اقدامات ایمنی داشته باشند و هم چنین درک بهتر این پدیده ها، به مهندسان و متخصصان کمک می نماید تا سیستم هایی ایمن تر و کارآتر را طراحی نمایند..
ماموریت "استریو" که در چارچوب طرح "کاوشهای زمینی-خورشیدی" اداره علوم فضایی سازمان ناسا قرار دارد،شامل دو فضاپیما است.هدف از ماموریت "استریو "،بررسی نحوه جریان انرژی و ماده از خورشید به سمت زمین و بدست آوردن ساختار سه بعدی و علت بروز فورانهای عظیم ماده که از لایه بیرونی خورشید،موسوم به تاج coronaبه سمت بیرون پرتاب می شوند است.همچنین دانشمندان به کمک این ماموریت،قادر به دریافت هشدارهای لازم در مورد فورانهای خورشیدی که مستقیما به سمت زمین حرکت می کنند هستند.
برای راحت تر دیدن این تصویر از عینکهای سه بعدی استفاده کنید
.تصوير زير يكي از تصاوير تركيبي است كه از دو جهت مختلف تصوير برداري شده است.

سايت استريو : http://stereo.gsfc.nasa.gov


